چند تا مناسبت مهم پیش رو داریم که یکی از آنها لیالی قدر است و دیگری هم ایام شهادت حضرت علی (ع) و همچنین گرامیداشت رشادت ها و ایثارگریهای رزمندگان اسلام در ۸ سال دفاع مقدس که ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و با تسلیت شهادت امیر مومنان و تبریک این ایام پر خیر و برکت دو مطلب کوتاه را به این چند مناسبت اختصاص دادم که اگر عمری باقی بود خدا یاریم کرد ظرف چند روز آینده بصورت مفصل در خصوص این ایام در خدمت شما خواهم بود.
البته در ادامه بر خود واجب می دانم آغاز سال تحصیلی جدید را به همه پویندگان راه علم و دانش تبریک و تهنیت عرض نمایم و آرزو کنم تا برای سربلندی ایران عزیز همه با هم از هر جناح و گروه و تیمی فرق نمی کند دست در دست هم دهیم به مهر - میهن خویش را کنیم آباد .
و اما .... لیالی قدر ..... قدر ، باران رحمتي است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جاري است . شخصيت افراد به گونه اي شكل گرفته كه بعضي از آنان توان پذيرش جريان رودي وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخي ديگر ، زمينه كمتري براي جذب رحمت و عنايت دارند ، برخي ، هيچ گونه آمادگي ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگي سخت و نفوذ ناپذير است . قرآن غذاي سالم روح انسان هاست . اين غذاي دلپذير براي روان سالم لذت بخش است . اما اگر بيمار باشد ، نه تنها از اين سفره رنگين دلپذير و غذاي شفابخش بهره اي نمي برد ، بلكه براي او مايه آزردگي است.
هفته اول مهر ماه مصادف است با گراميداشت هفته دفاع مقدس؛يعني پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن 1357 سبب تزلزل استراتژي دفاعي ايالات متحده آمريكا در منطقه خاورميانه و آسياي غربي شد.نكته وحشتناك براي استراتژيست هاي آمريكايي اين نبود كه رژيم طرفدار آنها از ميان رفته بلكه نگراني آنها از اين بود كه دولت انقلابي،بين بهمن 1357 تا آيان 1358 ثابت كرده بود كه ضد آمريكايي است و اين براي آمريكا قابل تحمل نبود كه بزرگترين كشور منطقه با تسلط بر كل سواحل شمالي خليج فارس و درياي عمان به عنوان منبع زياد انرژي(در حالي كه خود نيز 10 درصد انرژي دنيا را در اختيار دارد.)رويه اي ضد آمريكايي به خود بگيرد.بنابراين از اواخر 1358 صدام حسين رئيس جمهور عراق چراغ سبز را براي حمله به ايران از سوي آمريكا و شوروي گرفت.
جنگ تحميلي عليه ايران چگونه رقم خورد
اغلب نويسندگان و تحليلگران كشورهاي خارجي،آگاهانه يا ناآگاهانه سعي كرده اند ختلافات مرزي ايران و عراق را از دلايلي اصلي تجاوز عراق به ايران معرفي كنند.ايشان هميشه به كرات گفته و نوشته اند كه اختلافات مرزي بر روي اروند رود مهمترين اختلاف بين دو كشور بوده است و تازگي هم ندارد.اين مسئله اي نبود كه دو كشور همسايه به طور تمام عيار به جنگي خانمانسوز كشيده شوند؛دشمن اهداف ديگري داشت هدفش از بين بردن انقلاب اسلامي بود.خلاصه كلام پس از انعاد قرار داد 1975 روابط ايران و عراق به طور نسبي بهبود يافت .در جهت تحكيم روابط دو كشور ،وزير خارجه وقت ايران در سال 1354 رسما از عراق بازديد كرد و در همان سال صدام حسين هم رسما از ايران بازديد كرد.
قبل از پيروزي انقلاب روابط به ظاهر حسنه و گرم بود،ولي بت پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط شاه،خلاء قدرتي در منطقه ايجاد شد.صدام حسين براي رسيدن به اهداف توسعه طلبانه خود و براي ژاندرام شدن در منطقه،جنايات بسياري را مرتكب شد كه روي چنگيز و اسكندر را سفيد كرد.پس از پيروزي انقلاب اسلامي،چون آمريكا پايگاه هاي نظامي فرهنگي خود را در ايران از دست داده بود،صدام از سوي آمريكا ماموريت يافت كه ایران را از صحنه روزگار محو كند،چون با پيروزي انقلاب اسلامي ايران تمام منافع آمريكا در منطقه به خطر افتاد و آمريكا جبهه خود را از دست داد.البته صدام حسين و سخنگوي عراق اهداف ديگري از قبيل عربي بودن خوزستان و تا اينكه خوزستان جزئي از عراق است و حاكميت بر سرزمين هاي عربي را عنوان مي كردند.صدام به همين خيال باطل بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دست به تحريكات مرزي زد تا بهانه لازم براي حمله همه جانبه خود بدست آورد.

